تحولات منطقه

۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۸
کد مطلب: ۱۱۳۳۰۲۸

ابوطالب(ع)؛ استراتژیست مؤمن قریش

نگاهی نو به نقش پنهان و آشکار حامی بزرگ پیامبر (ص) در سالروز رحلت ایشان

امروز به روایتی، سالروز رحلت حضرت ابوطالب(ع)، بزرگ‌مردی است که تاریخ اسلام وامدار حمایت‌های بی‌دریغ اوست.

ابوطالب(ع)؛ استراتژیست مؤمن قریش
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

شخصیتی که فراتر از یک عمو و سرپرست، همچون کوهی استوار در برابر طوفان‌های حوادث صدر اسلام ایستاد و با درایتی منحصربه‌فرد، نهال نوپای رسالت را از گزند مشرکان حفظ کرد. نقش استراتژیک او در پنهان داشتن ایمان خود برای حفظ جان پیامبر(ص) و پیشبرد اهداف الهی، یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال هوشمندانه‌ترین کنش‌های سیاسی-اعتقادی آن دوران است که نیازمند بازخوانی دقیق و تحلیلی عمیق است. گفتگوی ما باحجت‌الاسلام دکتر امیرعلی حسنلو، کارشناس دینی را در ادامه می‌خوانید.

وقتی از حضرت ابوطالب (ع) صحبت می‌کنیم، اغلب بر جنبه حمایتی و عاطفی ایشان نسبت به پیامبر(ص) تأکید می‌شود. اما آیا می‌توان نقش ایشان را در یک چارچوب استراتژیک و مدیریتی تحلیل کرد؟

‏او می‌گوید: دقیقاً نکته همین‌جاست. تقلیل جایگاه حضرت ابوطالب(ع) به صرفاً یک حامی مهربان، بی‌انصافی در حق هوش، درایت و ایمان عمیق ایشان است. ابوطالب(ع) در واقع یک استراتژیست تمام‌عیار بود. او با درک کامل از ساختار قبیله‌ای مکه و موازنه قدرت، از جایگاه و سیادت خود به عنوان «سید بطحاء» به مثابه یک سپر دفاعی مستحکم برای پیامبر(ص) استفاده کرد. این حمایت، یک واکنش احساسی صرف نبود؛ بلکه یک برنامه حساب‌شده برای خریدن زمان و فراهم کردن فضای امن جهت ریشه‌دواندن اسلام بود. او می‌دانست که اگر ایمان خود را آشکارا فریاد بزند، جایگاه ریاستش در میان قریش را از دست می‌دهد و با این کار، عملاً مؤثرترین ابزار دفاعی از پیامبر(ص) را از کار می‌اندازد.

‏او اضافه می‌کند: استراتژی ایشان دو لایه داشت: لایه آشکار، استفاده از نفوذ قبیله‌ای و قوانین نانوشته عرب برای دفاع از برادرزاده‌اش بود. اما لایه پنهان، که نشأت‌گرفته از ایمان راسخ او بود، مدیریت بحران در بالاترین سطح بود. محاصره در شعب ابی‌طالب را در نظر بگیرید. این یک ورشکستگی اجتماعی و اقتصادی کامل برای خاندان بنی‌هاشم بود. مدیریت سه سال مقاومت در آن شرایط طاقت‌فرسا، تأمین حداقل نیازها و حفظ روحیه افراد، بدون یک رهبر قدرتمند و مؤمن به هدف، امکان‌پذیر نبود. ابوطالب(ع) این مقاومت را نه برای حفظ یک شخص، بلکه برای حفظ یک رسالت الهی رهبری کرد.

‏یکی از مهم‌ترین شبهاتی که مخالفان مطرح می‌کنند، مسئله ایمان ایشان است. با توجه به استراتژی تقیه که به آن اشاره کردید، دلایل محکم بر ایمان ایشان چیست؟

‏او می‌گوید: بله، این شبهه ریشه‌ای تاریخی دارد که عمدتاً توسط دستگاه تبلیغاتی بنی‌امیه برای خدشه‌دار کردن جایگاه امیرالمؤمنین (ع) ترویج شد. اما دلایل ایمان حضرت ابوطالب(ع) بسیار قاطع و چندوجهی است. اول، اشعار ایشان است. دیوان ابوطالب(ع) یک گنجینه الهیاتی است. او در قصیده مشهور لامیه و دیگر اشعارش، آشکارا محمد(ص) را «نبی» می‌خواند و دین او را بهترین ادیان معرفی می‌کند و او را با پیامبرانی چون موسی و عیسی (ع) مقایسه می‌کند. این مضامین از زبان کسی که صرفاً تعصب قومی دارد، بیان نمی‌شود؛ این کلمات از قلبی مؤمن برمی‌خیزد. دوم، رفتار و کردار ایشان است. کدام انسان غیرمؤمنی حاضر است تمام اعتبار، ثروت، جایگاه اجتماعی و حتی جان فرزندانش را فدای یک آرمان کند؟ ایشان بارها علی(ع) را تشویق به نماز خواندن پشت سر پیامبر(ص) کرد و جعفر طیار را نیز به همین امر فراخواند. این‌ها افعال یک مؤمن است، نه یک کافر.

‏او اضافه می‌کند: و سوم، تأیید اهل بیت(ع) است. روایات متعددی از امامان معصوم(ع) داریم که با قاطعیت بر ایمان ابوطالب(ع) شهادت می‌دهند. امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «در شگفتم که چگونه مردم در ایمان ابوطالب شک می‌کنند، در حالی که یک زن مسلمان نمی‌تواند در نکاح یک مرد کافر بماند و فاطمه بنت اسد(س) از پیشگامان اسلام بود و تا پایان عمر در همسری ابوطالب باقی ماند.» همین یک استدلال برای اثبات ایمان ایشان کافی است. استراتژی تقیه ایشان، همانند عمل مؤمن آل فرعون، یک حرکت هوشمندانه برای حفظ هسته اصلی دین در شرایط خفقان بود و خداوند به چنین افرادی اجر مضاعف عنایت می‌کند.

‏با این تفاسیر، رحلت حضرت ابوطالب (ع) چه تأثیری بر روند دعوت پیامبر (ص) گذاشت و چرا آن سال «عام الحزن» نام گرفت؟

‏او می‌گوید: رحلت ابوطالب(ع) و در فاصله کوتاهی پس از آن، رحلت حضرت خدیجه(س)، دو بازوی قدرتمند پیامبر(ص) را از ایشان گرفت. حضرت خدیجه (س) حامی درونی و عاطفی و حضرت ابوطالب(ع) حامی بیرونی و سیاسی-اجتماعی بودند. با وفات ابوطالب(ع)، سپر دفاعی خارجی پیامبر(ص) فروریخت. جسارت و گستاخی قریش پس از این واقعه به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. تا زمانی که ابوطالب(ع) زنده بود، هیچ‌کس جرئت تعرض جدی به شخص پیامبر (ص) را نداشت. اما پس از رحلت ایشان، آزار و اذیت‌ها به حدی رسید که خاکستر بر سر مبارک ایشان ریختند و زمینه برای توطئه‌های بزرگ‌تری مانند تصمیم به قتل ایشان در «لیلة المبیت» فراهم شد.

‏او اضافه می‌کند: نام‌گذاری آن سال به «عام الحزن» (سال اندوه) توسط خود پیامبر(ص)، نشان‌دهنده عمق فاجعه و اهمیت وجودی این دو شخصیت بزرگ است. این نام‌گذاری، خود یک سند تاریخی بر جایگاه رفیع ابوطالب(ع) است. پیامبر(ص) برای یک فرد غیرمؤمن این‌چنین اندوهگین نمی‌شود و فقدان او را یک مصیبت بزرگ برای اسلام نمی‌داند. در واقع، رحلت ایشان نقطه عطفی بود که استراتژی پیامبر(ص) را از دعوت در پناه یک حامی قدرتمند در مکه، به سمت جستجوی پایگاهی جدید تغییر داد و زمینه‌ساز هجرت به مدینه شد. بنابراین، می‌توان گفت فقدان ابوطالب(ع) معادلات قدرت را در مکه به ضرر اسلام تغییر داد و مرحله جدید و سخت‌تری از مبارزه را برای پیامبر(ص) آغاز کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha